تبليغاتX
یک چاه برای تخلیه روانی !
اينک من از دنيا مي‌روم و 25 کشور جزو امپراتوري ايران است. در تمام اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها داراي احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران محترمند.

جانشين من خشايارشاه بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه نگهداري اين کشورها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

صندوق ذخيره

اکنون که من از دنيا مي‌روم تو 12 کرور در‌يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت توست زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت است.

البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي. من نمي‌گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن، بلکه قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد، پس پيوسته وسايل رضايت‌خاطرش را فراهم کن.

آينده‌نگري

10 سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که از سنگ ساخته مي‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي‌شود حشرات در آن به‌وجود نمي‌آيند و غله در اين انبارها چند سال مي‌ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد به‌دست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين‌ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود.

باندبازي هرگز

هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع كنند، نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي.

سازندگي

کانالي که من مي‌خواستم بين شط نيل و درياي سرخ به‌وجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي‌ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي‌ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.

اقتدار

اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار کند، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبان فجايع را تنبيه کند.

دروغ هرگز

توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دو آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دورنما.

زورگويي هرگز

هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.

تكريم نظاميان

افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاري نکن. اگر با آنها بدرفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي‌گذارند و تسليم مي‌شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هرچه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو بااطمينان بيشتري مي‌تواني سلطنت کني.

دينداري و مدارا

همواره حامي کيش‌ يزدان‌پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي كند و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي كند.

عبرت‌آموزي

بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم. بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده‌ام بر من به بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زماني که مي‌تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي، که من پدر تو پادشاهي مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت مي‌کردم، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد.

زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد، خواه پادشاه 25 کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ‌کس در آن جهان باقي نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که فرصت به‌دست مي‌آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا بتواند تابوت جسد تو را ببيند.

داوري بي‌طرف

زنهار زنهار، هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بي‌طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد.

آباداني، عدالت، گذشت

هرگز از آباد کردن دست برندار. زيرا اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي‌شود به طرف ويراني مي‌رود. در آباد کردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده.

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي به‌کار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني، ظلم کرده‌اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده‌اي.

 بيش از اين چيزي نمي‌گويم، اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند، کردم تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه‌ها را کرده‌ام. اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي‌کنم مرگم نزديک شده است.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:37 توسط آقای شاکی |

دوباره فتنه چشم تو
فتنه بر پا کرد
دلم٬ دلم ز شهر
چو دیوانه رو به صحرا کرد
زبخت یاری بیجا طلب مکن ٬کین شوم
چو جغد میل به ویرانه داشت
غوغا کرد
خدا خراب کند٬
خدا خراب کند
خانه کسی که مملکتی
برای مصلحت خویش خانه یغما کرد


(من هیچ ندانم که آنکه مرا سرشت٬

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت ٬

جامی و بتی وبربتی بر لب کشت٬

این هر سه مرا نقد و تورا نسیه بهشت)

افسوس که از چاله به چاه افتادیم
از اوج سحر به شامگاه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گم کرده جهت٬ به کوره راه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گم کرده جهت به کوره راه افتادیم

این بود نتیجه ندانم کاری
بیچارگی و اسیری وغمخواری
هشدار که گرگان به کمینند هنوز
این قوم نداند بجز مکاری
هشدار که گرگان به کمینند هنوز
این قوم نداند بجز مکاری

(گویند بهشت حور و عین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزینیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود )

تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
خیام٬ خیام٬که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت 
 
افسوس که از چاله به چاه افتادیم
از اوج سحر به شامگاه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گم کرده جهت به کوره راه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گم کرده جهت به کوره راه افتادیم

(من هیچ ندانم که آنکه مرا سرشت

ازاهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی وبربتی بر لب کشت

این هر سه مرا نقد و تورا نسیه بهشت)

 

{ترانه ای از یکی از آهنگ های آلبوم آخر شاهرخ}


(ما این بودیما...)

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 14:45 توسط آقای شاکی |

سلام! امیدوارم روحیات و احوال دوستان مثل هوای این روزهای تهران گرم و آفتابی و درخشان باشه.

خب، مثل رسم چند هفته اخیر، وقایع مهم روزهای گذشته را از پنجره خودم برایتان بازگو می کنم...

 

-    مذاکرات ایران و امریکا در بغداد برگزار شد و سفیر ایران در بغداد که از این جلسه سر از پا نمی شناخت، درخواست تشکیل کمیته سه جانبه میان ایران و امریکا و عراق را داده و گفته این جلسات باید زیاد برگزار بشه!!! احمدی نژاد اما در یکی دیگر از نطق های تاریخی خود فرمودند  " ما پس از 40 مرتبه(!!) التماس(!!) امریکاییان حاضر به مذاکره شدیم!!". به نظر شما،اگر آنان این همه مشتاق بودند، چرا خودشان ادامه این جلسات را خواستار نشدند و طرف ایرانی این خواسته را مطرح کرده؟!!!!!!

-    دولت محترم گفته "از 19 خرداد بنزین را سهمیه بندی میکنیم، به هیچکسی هم مربوط نیست، خودمون می دونیم چیکار داریم می کنیم، ما خودمونیم این کاره ایم داداش، ببینم اصلا به شما چه مربوطه؟؟؟؟؟ تو، بله!! تو! تو که داری نقد کارشناسی میکنی، آهای تویی که مخالفت می کنی،  تو حتما جزء رانت خوارهای دولت های قبلی هستی، باز حریم دُم خودت را فراموش کردی؟! بیا نزدیکتر ببینم...."

اما هنوز تعیین نکرده سهمیه روزانه خودروهای شخصی و عمومی چقدر است، بنزین سوپر تکلفیش چه می شود، بالاخره بنزین دو نرخی می شود یا خیر، بنزین با نرخ آزاد فروش می رود یا خیر، یک میلیون بیچاره ای که هنوز کارتشان را نگرفته اند چه باید بکنند، تکلیف این کارت های هوشمند هنگام نقل و انتقال خودرو چیست؛ آیا باید عوض شوند یا همان کارت را به صاحب جدید بدهند،.... شما خودتان را نگران نکنید، دوستان بهتر از هرکس دیگری بلدند یک شبه تکلیف همه اینها را روشن کنند!!!

-    وزیر محترم کشور که از قضا(!!) آخوند هم تشریف دارند و عمامه ای به سر داشته و لذا حتما خود را اهل فقه و اخلاق و اسلام شناس هم می داند ( و من سخت در عجبم چرا پیش از این در وزارت اطلاعات مشغول به ایفای نقش بوده اند!!) در سخنانی شور انگیز بیان فرمودند " فرهنگ ازدواج موقت باید در جامعه امروز ما زنده شود" و " نیاز جنسی را می توان در جامعه امروز ما با ازدواج موقت کنترل کرد". در اینکه ازدواج موقت در اسلام توصیه شده است هیچ بحثی نیست، اما گویا صیغه و ازدواج های موقت و چند همسری خیلی به مزاق بعضی دوستان که از قضا به واسطه حکومت الهی(؟؟؟) جمهوری اسلامی به مال و منال شگفت انگیزی هم رسیده اند و توان تامین زندگی های متعددی را دارند(!!) خوش آمده که دیگران را نیز به این مهم ترویج می نمایند. حاجی ها و آخوندهایی که در ایران یک همسر و در ماموریت های خارج از کشور هم همسران دیگری برای خود برگزیده اند تا مبادا لحظه ای تنها شوند و غم غربت بر آنان مستولی شده نتوانند وظایف خود را در قبال این ملت انجام دهند....

-    با توجه به فرمایشات وزیر محترم کشور و دغدغه ایشان برای حل معضل نیاز جنسی جوانان، و با عنایت به استعداد ناپایان حکومت جمهوری اسلامی در سهمیه بندی و زوج و فرد سازی امور کشور، این حقیر راهکارهای زیر را به دولت محترم(!) نهم تقدیم می کنم تا در یکی از جلسات دوره ای خود، آن را مورد توجه و بحث تفضیلی قرار داده و البته ظرف شش دقیقه(!!) نیز تصویب نموده و از فردایش لازم الاجرا نمایند :

 

الف- از این پس و جهت کنترل نیاز جنسی در میان جوانان جامعه، طرح ملی زوج و فرد سازی جوانان در کشور اجرا شود، به هر جوان یک پلاک آویزان کنند و شماره ای را نیز به وی اختصاص دهند، و از این پس در روزهای زوج،تنها جوانانی که رقم آخر سمت راست پلاکشان زوج است حق خروج از منزل و حضور در کلاس های درس یا محل کار و کلیه اماکن عمومی نظیر پارکها، سینما ها، تئاترها، رستوران ها، مترو و ناوگان حمل و نقل عمومی و حتی پیاده رو ها  را داشته؛ و ایام فرد نیز تنها جوانانی که رقم آخر سمت راست پلاکشان فرد است، این حق را دارا می باشند. باشد که این گونه، حضور جوانان در جامعه کمتر شده، علاوه بر کمتر دیدن جنس مخالف و احیانا تحریک نیاز جنسی، کمتر فشار زندگی اجتماعی و نیاز به تشکیل زندگی مشترک و بهره مندی از این نیاز حیاتی را تحمل کنند، و بیشتر دعاگوی حکومت باشند.تازه، اینگونه ترافیک و آلودگی هوای شهر نیز کاهش می یابد...

 

ب- برای هر جوان یک کارت هوشمند نیاز جنسی صادر کرده و به ایشان تحویل دهند، و از این پس جوانان در هر روز مجاب به دیدن تعداد محدودی جنس مخالف خواهند بود. میزان سهمیه تماشای جنس مخالف نیز متعاقبا اعلام خواهد شد. عزیزان جوان، تنها تا آخر همین هفته فرصت دارند با مراجعه به باجه های پستی سراسر کشور، کارت هوشمند نیاز جنسی خود را دریافت کنند، شایان ذکر است این باجه ها 24 ساعته در خدمت عموم هستند. ضمنا، در خصوص اینکه تماشای جنس مخالف مازاد بر سهمیه امکان دارد یا خیر و هزینه اش چقدر خواهد بود نیز هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده، این هم متعاقبا اعلام خواهد شد....

 

 

خب،  این هم از هفته اخیر!!

...امیدوارم روزی برسد که گفتار و  اعمال سران حکومت ما خنده دار و یا مایه شرمندگی نباشد. روزی برسد که مطالب من تایید و تشویق و تحسین گفتار و کردارشان باشد تا تحقیر و تمسخرشان. به نظر شما، این حکومت لیاقت این را دارد که مورد تشویق و تحسین قرار گیرد، یا اینکه لیاقت همین تحقیر و تمسخر هم ندارد؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:58 توسط آقای شاکی |

سلام دوستان عزیز. آخر هفته دیگری آمد و وقتی یافتم برای بازگو کردن اتفاقات این هفته این مرز و بوم، اتفاقاتی که از شدت تلخی خنده آورند، یا شاید از شدت خنده مایه شرمندگی اند...

 

آقا دیدید گفتم طرح مبارزه با بی عفتی(!!) محتوم به شکست است؟؟؟ دقت کرده اید تعداد گشتی های پلیس ویژه(!) مبارزه با مظاهر بد حجابی و آن خانم پلیس های بد اخلاق و آقا پلیس های چشم چران چقدر کمتر شده است؟؟؟ اگر فکر می کنید طرحشان با موفقیت به اتمام رسیده که سخت در اشتباهید! مظاهر بد حجابی(!) عین مور و ملخ در سطح خیابان ها، پیاده رو ها، پاساژ ها و مراکز خرید، رستوران ها، داخل خودروهای شخصی و عمومی، مترو و .... همچنان آزادانه در حال ادامه حیات هستند و این ماموران زحمتکش(!) پلیس هستند که منفعل گشته اند. آخر من نمی فهمم طرحی که در گذشته بارها و بارها ختم به شکست شده را چرا دوباره اجرا می کنند؟!

 

...البته بی انصافی نباشد، ماموران چشم چران ما هنوز کاملا سنگر مقدس مبارزه با بی عفتی را رها نکرده اند، چون من در تنها مرتبه ای که این مبارزان و سربازان گمنام امام سید علی خامنه ای(!!) را در طول هفته اخیر مشاهد کردم، این شیرمردان عرصه استقامت و ایثار، در اقدامی فداکارانه، سه تن از پسران(!!) رشید این مرز و بوم را به جرم اینکه موهایشان سیخ سیخی بود دستگیر نموده و به پاسگاه منتقل نمودند، باشد که چشم دشمنان نظام و گروهک منافقین و شیطان بزرگ و شیطونک و اسرائیل و لابی صهیونیزم و دشمن فرضی،  کور و گوششان کر شده به قدرت ماورایی ماموران جان بر کف این نظام ایمان آورند!!!

 

طرح مبارزه با مظاهر شرارت و نا امنی نیز در حال اجراست. راستی چرا تاکنون این طرح اجرا نمی شده است؟!! آها، یادم آمد، کی گفته مبارزه با عناصر شرور وظیفه پلیس است؟!!!!

 

بنزین را یک شبه 100 تومان کردند. هنوز یک میلیون کارت هوشمند سوخت خودرو و دو میلیون کارت هوشمند موتورسیکلت تحویل صاحبانشان داده نشده است، اما این طرح در تمام پمپ های بنزین مملکت اجرا شده است!!! من نمی دانم مگر این سه میلیون نفر، انسان نیستند؟! یا چون ملتی هستیم مظلوم و سر به زیر و بی بخار، هر بلایی دلشان خواست می توانند بر سرمان بیاورند؟ لابد پس از طرح فروش جای پارک و بعد طرح زوج و فرد خودرو و سپس سهمیه بندی سوخت، پس فردا به علت حل نشدن معضل آلودگی هوای پایتخت، طرح ملی سهمیه بندی اکسیژن نیز در تهران اجرا می شود، برای هر تهرانی یک کارت هوشمند اکسیژن سفارش می دهند، و از یک تاریخی به بعد هرکس کارت اکسیژن خود را فراموش کند همراه داشته باشد یا به دستش نرسیده باشد، حق تنفس در معابر شهر را ندارد!!!

 

 ...راستی، برای آنان که احیانا کارت هوشمند سوختشان همراهشان نیست چاره ای اندیشیده اند(آقا این طرح جدیه، خودم خوندمش و هنوز دارم بهش می خندم!!) : این دوستان هنگام مراجعه به پمپ های بنزین، باید تصویری از کارت خودرویشان را همراه داشته باشند، و پس از پشت نویسی(!!!) و تحویل آن به مامور پمپ بنزین(!!)،حق دریافت تنها 30 لیتر بنزین( 7 لیتر برای موتورسیکلت) را دارند!!! پدیده پشت نویسی چک در بانک گویا در پمپ بنزین نیز کاربرد پیدا کرده است. راستی، ماموران پمپ بنزین دقیقا کیستند؟! آیا مقامشان معادل پلیس شده است که این حق را دارند اطلاعات شخصی مردم به دستشان برسد؟!

 

نرخ سود بانک های دولتی و خصوصی، همه با هم، و در عرض یک شب، یکسان شده و به 12 درصد تقلیل پبدا کرد!!! تازه احمدی نژاد، هنوز آس خود را رو نکرده، من مطمئنم!!!

 

هوای تهران به شدت گرم شده است و آفتابی. زندگی جاریست، حکومت احمقان بر ملت ایران باقیست، راه های تنفس گرفته تر شده است، اما ملت غیور ما هنوز سرشان در لاک خودشان است... من نمی دانم چه زمان خون این ملت به جوش خواهد آمد، ملتی که هر زمان خروشیدند، حکومت ها را لرزانده و ظالمان را از صندلی چسبناک قدرت فراری داده اند....

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 16:24 توسط آقای شاکی |

سلامی به بلندای آسمان. به پهنای زمین، به گستردگی کهکشان، به پیچیدگی خلقت ، و به عجایب انسان...

 

آقا یک هفته دیگر گذشت. یک هفته زمان کمی است؟! بستگی دارد به اینکه در چه اشل و با چه مقیاسی به آن نگاه کنی. اگر به مقیاس عمری که تاکنون داشته ام بخواهم نگاه کنم، آری ، کم است! اما مشکل همینجاست که گاهی یک هفته زندگی آدم به کل سالیان متمادی زندگی گذشته اش می چربد! پس چگونه است؟ بالاخره مگر یک هفته یک واحدی از زمان نیست؟! اگر هست، چرا ارزش هر هفته با هفته های دیگر فرق می کند؟! اگر نیست، پس چرا می گوییم یک هفته یعنی هفت روز، 168 ساعت، 4032 دقیقه، 241920 ثانیه، و نمی گوییم مثلا یک هفته یعنی 2 تا پیشرفت یا مثلا 10 واحد پسرفت!!

 

...ولش کن، قاطی کرده ام دوباره!!

 

بگذارید چکیده ای از آنچه در این هفته گذشت و آنچه دیدم و شنیدم را از زاویه خودم برایتان بازگو کنم:

 

-    اولا که طرح مبارزه با بدحجابی(!!!!) با شدت و حدت تمام در حال اجراست! این موضوع را می توان به وضوح از حجم کمتر دختران دستگیر شده(!!!!) متوجه شد!! نگران نباشید، تا 2-3 هفته دیگر، هیچ اثری از آن ون های پلیس و افسران  خانم چادری بداخلاق و پلیس های چشم چرانی که گاهی حس می کنم بدشان هم نمی آید به این و آن گیر الکی بدهند و البته حق ماموریت خود را هم از این راه دریافت می کنند، باقی نخواهد ماند.

-    پلیس جهت اینکه ذهن مردم را از شکست خود در این طرح مفتضح منحرف سازد، تازگی ها می گوید طرح مبارزه با اراذل و اوباش و مزاحمان به نوامیس(لغت بامزه اییه!) را از این هفته آغاز کرده است. پس اگر می بینید رفته رفته حضور مامورین شریف و خدمتگذار طرح مبارزه با بد حجابی هی کمرنگ می شود، فکر نکنید شکست خورده اند ها، نه!!! بخاطر اینست که دارند می روند اراذل و اوباش را دستگیر کنند!!!!!

-    در میان ملت هم این طرح مثل طرح های دیگر ، به سخره گرفته شده است. دختران بدحجاب(!!!) وقتی از پله های مترو بالا می روند روسری هایشان را جلو می آورند، خیلی محترم و شیک از جلوی ماموران مبارزه با بدحجابی رد می شوند، و دوباره روسری ها عقب می روند و صدای کرکر خنده  و تمسخرشان هم به گوش اطرافیان می رسد!!!

-    پمپ های بنزین بیشتری به طرح ملی(!!) سهمیه بندی سوخت اضافه شده و ملت بیشتری را نگران و اعصابشان را خرد نموده است. بیچاره مسئولین پست که چند هفته است شبانه روزی در محل خدمتشان هستند، بیچاره مردم سرگردانی که نمی دانند کارتشان کجا رفته و چگونه باید آنرا به دست بیاورند. در خود پمپ های بنزین هم حکایت دیگری جاریست.من خودم تاکنون شاهد چند دعوا در پمپ های بنزین بوده ام. بعضی ها کارت را برعکس می گذارند داخل دستگاه کارت خوان و پمپ بدبخت قاط می زند! بعضی ها یادشان می رود کارتشان را بردارند و کارت طرف در حلقوم دستگاه بیچاره باقی می ماند! بعضی ها با ماچ و رو بوسی و قربون صدقه رفتن و پاچه خواری از مسئولین پمپ بنزین، زیرآبی می روند و از کارت این و آن استفاده می کنند تا باک خودرویشان را پر کنند! دیروز شنیدم کارت تقلبی سوخت هم بیرون آمده و در بازار آزاد به قیمت ده هزار تومان به فروش می رسد!!! جالب است، نه؟!!! حالا صبر کنید، این پمپ ها هنوز به شبکه سراسری متصل نشده اند، آن موقع که متصل شدند تازه به اصل ماجرا می رسیم!

-    یک هفته ای بود که خودرو نمی آوردم، لذا مجبور بودم تمام مسیر را با مترو و تاکسی طی طریق کنم. وقتی گاهی 30 دقیقه در تقاطع میرداماد منتظر تاکسی می شوم، پیش خودم می گویم چرا اول فکری به حال افزایش تعداد تاکسی و اتوبوس نمی کنند بعد طرح ملی سهمیه بندی بنزین را اجرا کنند؟!

-    رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان فرموده اند : "نقشه جامع پیشرفت کشور را طراحی کنید." ...ها اییی که وگفتی یعنی چه؟؟؟؟؟!!! ( .....هییییسسسسسس، از این حرف ها نزن، جیییزززه...)

-    به قول دوست عزیزم جناب وصله ناجور، احمدی نژاد فرموده اند "در کشور فرار مغز ها نداریم". به نظر من باید اول ببینیم منظور این بابا از "مغز" چیست؟! اگر منظورش همان حجمی از چربیست که داخل جمجمه خودش و اطرافیانش قرار گرفته، راست می گوید بیچاره، چون غیر از ایران، هیچ جای دنیا این مغزهای تعطیل و عتیقه  نمی توانند به هیچ پیشرفتی برسند، چه برسد به مقام شاخص ریاست جمهوری و پست های کلان دولتی!!! و اگر منظورش از مغز ، مخ و قوه تحلیل بالا و نخبه گری و مخترع و مکتشف باشد، که طبق معمول ایشان از مرحله پرت هستند. وقتی این بابا تورم به این بالایی و گرانی مسکن و مضرات تثبیت ساعت رسمی و افتضاح تغییر ساعت کاری بانک ها و شکست حتمی طرح سهمیه بندی و ... را تکذیب می کند، چه انتظاری دارید که پدیده ناخوشایند فرار مغز ها را نیز تکذیب نکند؟!!

 

 

این هم از هفته ای که گذشت. جالب بود، نه ؟!! پس تا برنامه بعد!!!!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:54 توسط آقای شاکی |

اعتماد ملی-فقط 6 روز مانده به اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين، هيچ‌‌چيز قطعي نيست. دولت نمي‌داند چه زمان ميزان سهميه‌هاي روزانه هر مصرف‌كننده براي بنزين صد‌توماني را تعيين مي‌كند. دولت نمي‌داند ميزان اين سهميه‌ها چقدر است؟ دولت نمي‌داند بنزين آزاد عرضه ‌خواهد كرد يا هرچه هست همين بنزين صد توماني است. دولت هنوز نمي‌داند قيمت بنزين مازاد بر سهميه چقدر خواهد بود؟ در مقابل، مجلسي‌ها هم نمي‌دانند چه مي‌خواهند.

آنها بارها تصميم‌هايي را گرفته‌اند، اما با گذشت چند روز نامه‌اي جمع‌آوري كرده‌‌اند كه مصوبه آنها را نقض كرده ‌است. كنار هم‌ گذاشتن اظهارنظرهاي نمايندگان مجلس براي رمزگشايي از مهم‌ترين طرح اجرايي كشور نيز كمكي به مردم نمي‌كند. ‌ آنها نمي‌دانند برنامه دولت براي اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين چيست؟ براي همين است كه هر روز شايعه‌اي جديد و طرحي تازه در ميان مجلسيان بالا‌ مي‌گيرد، طرح‌ها و پيشنهادهايي كه گاه اصل طرح سهميه‌بندي بنزين را نقض مي‌كند.اما در اين ميان ضلع سوم طرح سهميه‌بندي بنزين، يعني مردم هم از بلا‌تكليفي و سردرگمي‌‌تصميم‌گيران و تصميم‌سازان در عذابند. نزديك به دو ميليون مصرف‌كننده ‌بنزين هنوز نتوانسته‌اند كارت هوشمند سوخت دريافت دارند. آنها هنوز شبانه‌روز در صف‌هاي طولا‌ني وقت مي‌گذارند، سايت‌ها را جست‌وجو مي‌كنند تا بتوانند ردي از كارت‌هاي خود بيابند. آنها سردرگم از بلا‌تكليفي مسوولا‌ن خود در پمپ‌بنزين‌هاي شهر با متصديان پمپ‌ها مي‌جنگند.

در اين ميان سعيد شيركوند، معاون وزير اقتصاد سابق طرح سهميه‌بندي بنزين و ارائه آن با كارت هوشمند سوخت را به دليل عدم آمادگي اجرايي آن غيرممكن دانسته و مي‌گويد: قيمت بنزين بايد پس از ايجاد مناسب سامانه‌هاي حمل‌و‌نقل شهري و گازسوز شدن خودرو‌ها، آزادسازي شده و سوبسيد آن حذف شود.سعيد شيركوند در گفت‌وگو با مهر، در مورد وضعيت بنزين در كشور گفت: وضعيت كنوني بسيار خطرناك است و با ادامه اين وضع پيامد‌هاي منفي زيادي را شاهد خواهيم بود. ‌ شيركوند همچنين طرح سهميه‌بندي بنزين و ارائه آن با كارت هوشمند سوخت را به دليل عدم آمادگي اجرايي آن غيرممكن توصيف كرد و گفت: چشم‌انداز روشني براي اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين وجود ندارد.

معجزه‌اي جديد از دولت نهم در حال رخ دادن است. ساماندهي وضعيت بنزين، معجزه‌اي است كه دولت نهم تصميم دارد به هر قيمت كه شده آن را به عنوان يكي از برجسته‌ترين افتخارات خود به ثبت رساند. اكنون تنها 5 روز تا عرضه بنزين با كارت هوشمند باقي مانده است. 26 ارديبهشت‌ماه آخرين مهلت اقدام براي كارت هوشمند سوخت توسط مالكان خودرو اعلا‌م شده است و اين صف‌هاي طويل شبانه‌روزي است كه در گرداگرد مراكز پست به عنوان متولي توزيع كارت هوشمند سوخت در هم پيچيده است؛ تصويري واقعي از مردمي ‌بلا‌تكليف كه اين روزها به واسطه تصميم غيركارشناسي دولت براي كنترل مصرف بنزين بيش از هر زمان ديگر فشار را متحمل مي‌شوند. آنان كه كارت سوخت به دستشان رسيده ودر اين ايام در رديف افراد خوش اقبال جامعه تعريف مي‌شوند هنوز نمي‌دانند كه در صورت سهميه‌بندي بنزين چه ميزان جيره روزانه خواهند داشت و قيمت بنزين آزاد چگونه خواهد بود؟! كساني كه شانس دريافت كارت هوشمند خود را تاكنون نداشته‌اند علا‌وه بر مشكلا‌ت گروه اول سرگرداني‌هايي را نيز تجربه مي‌كنند كه در نگاه دولتمردان كشور فرآيندي عادي براي دريافت كارت هوشمند سوخت است. حضور در صف‌هاي طويلي كه حداقل زمان صرف شده در آن 5 يا 6 ساعت است و بد به حال كساني كه اين زمان طاقت‌فرسا را شب هنگام تجربه مي‌كنند. هنوز دولت بر اينكه از آغاز خردادماه بنزين با كارت هوشمند عرضه مي‌شود، اصرار دارد؛ در حقيقت دولت نهم مانند بسياري از تصميم‌گيري‌هاي ديگر خود براي انجام كاري غيرممكن اصرار مي‌ورزد. با توجه به تاكيد دولت بر اجراي عملياتي پروژه كارت هوشمند سوخت از اول خردادماه و عرضه بنزين در جايگاه‌هاي عرضه سوخت تنها با كارت هوشمند سوخت، مسوولا‌ن مربوطه از مردم تقاضا كردند كه به مرور به باجه‌هاي پست كه شبانه‌روزي هستند مراجعه كرده و كارت خود را دريافت كنند. ‌

اين درخواست از مردم در حالي صورت گرفته است كه به‌رغم وعده‌هاي دولت بخش‌هاي مسوول ذيربط اصلا‌ قادر به سرويس‌دهي مناسب به مردم براي دريافت كارت هوشمند سوخت نيست و به نظر مي‌رسد كه انجام اين كار بر اساس طرحي از پيش برنامه‌ريزي‌شده صورت نگرفته است. ناكارآمدي دولت و در نهايت اصرار بي‌مورد براي اجراي طرح كارت هوشمند سوخت تا اين لحظه تبعات سنگيني براي كشور در بر داشته كه ظاهرا مسوولا‌ن دولت به جاي توجه به رفع آن ترجيح داده‌اند كه چشم به روي مشكلا‌ت بسته و با عينك خوشبيني به آشفته بازار بنگرند. بسياري از مردم از واهمه آنكه در اين روزهاي باقي مانده موفق به دريافت كارت هوشمند سوخت نشوند و از خردادماه قادر به سوخت‌گيري نباشند در فكر چاره هستند و البته جز ذخيره‌سازي بنزين نيز گزينه‌اي را برنگزيده‌اند. از سوي ديگر به گفته رئيس هيات‌مديره كانون انجمن‌هاي صنفي جايگاه‌هاي اختصاصي بنزين تصريح كرد: اجراي طرح كارت هوشمند سوخت باعث درگيري بين مردم و جايگاه‌داران شده است. ‌

ناصر رئيسي‌فرد در خصوص اينكه وضعيت جايگاه‌هاي عرضه بنزين با اجراي كارت هوشمند سوخت چگونه است، گفت: وضعيت خراب است و هر روز شاهد درگيري بين مردم و جايگاه‌داران هستيم.

وي گفت: علت اين امر آن است كه همه مردم هنوز كارت سوخت ندارند و بدون كارت هم امكان عرضه سوخت نيست. از سوي ديگر كارتهاي اضطراري موجود در جايگاه‌ها نيز از سوي برخي به سرقت رفته است. سعيد شيركوند كارشناس اقتصادي نيز طرح سهميه‌بندي بنزين و ارائه آن با كارت هوشمند سوخت را به دليل عدم آمادگي اجرايي آن غيرممكن دانست و گفت: قيمت بنزين بايد پس از ايجاد مناسب سامانه‌هاي حمل و نقل شهري و گازسوز شدن خودرو‌ها، آزادسازي شود و سوبسيد آن حذف شود. انور حبيب‌زاده‌بوكاني عضو كميسيون اقتصادي مجلس نيز گفت: دست‌اندركاران بايد با برنامه‌اي مدون به فكر تبعات افزايش قيمت بنزين باشند. ‌ وي خاطرنشان كرد: به علت اينكه هنوز زيرساخت‌ها در كشور آماده نيست، يكسان كردن قيمت بنزين و استفاده از كارت‌هاي هوشمند سوخت بايد به حالت تعليق در بيايد. ‌

آنچه از شواهد اوضاع بر مي‌آيد نشان مي‌دهد كه نه تنها دولت قادر نيست از آغاز خردادماه بنزين را سهميه‌بندي كند كه اجراي طرح كارت هوشمند سوخت نيز در تاريخ مقرر غيرممكن به نظر مي‌رسد. ظاهرا دولت اين بار بيش از هميشه خوشبين است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:8 توسط آقای شاکی |

آقا من با مطالعه زندگی این بزرگ مرد٬ واقعا متاثر شدم. دلم نیامد تا آنرا برای شما در وبلاگم نگنجانم تا شما نیز ببینید چه انسانهایی با چه شرایط غیر قابل درکی٬ چه عجایبی را پدیدار می شوند:

خبرگزاری مهر - گروه فناوریهای نوین : "استفان هاوکینگ" دانشمندی که برای درک سیاه چاله ها و ادغام 2 تئوری بزرگ فیزیک یعنی نسبیت عمومی و مکانیک کمیت تلاش بسیار کرده است سمبل امید در دنیای امروز است. فریاد روح پژوهنده در جسم ناتوان هاوکینگ تعجب بسیاری از پزشکان را برانگیخته است. به بهانه حضور این دانشمند بزرگ در ایران سلسه گزارشهایی در خبرگزاری مهر منتشر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در دوران کودکی، در مدرسه از توفیق بالایی برخوردار نبود. باوجود این از همان زمان به موضوعات مختلفی همچون مذهب، فیزیک و ساخت مدل های کوچک دستگاه ها و مباحثه با دوستانش علاقه و توجه بسیاری نشان می داد.

این نابغه بزرگ فیزیک فضا در شرایطی که تنها 20 سال داشت لیسانس گرفت و خیلی زود موفق شد از دانشگاه کمریج مدرک دکترا دریافت کند و از آن پس همراه با "راجر پنرز" مطالعات خود را در خصوص نسبیت عمومی انیشتن ادامه داد و ثابت کرد که این نسبیت بر فضا و زمانی دلالت دارد که با انفجار بزرگ (Big Bang) آغاز شده و در سیاه چاله ها پایان خواهد یافت. این نتایج نشان داد که نسبیت عمومی باید با فیزیک کمیت یکی شود.

هاوکینگ تمرکز خود را روی نیروی گرانش زمین و اینکه چگونه می تواند با دیگر نیروهای بنیادی یکی شود، جمع کرد. در مدت فرمولی کردن تئوری های خود به نتایج تازه ای ، همچون تبخیر سیاه چاله ها و مینی سیاه چاله ها دست یافت.

این پژوهشگر بزرگ فیزیک به پاس مطالعاتی که انجام داده نشان های افتخار بسیاری دریافت کرده است که از آن جمله می توان به مدال "پیوس یازدهم" از آکادمی علوم واتیکان در 1975، عنوان فرمانده فرمانروایی انگلیس ( Commander of the British Empire)  و Companion of Honour در 1989 اشاره کرد. وی همچنین تاکنون جوایز و لیسانس های مختلفی اخذ کرده است. 

زندگی این مرد بزرگ به دلیل شرایط نامناسب جسمی و بیماریهایی چون جمود چندگانه ضعف و تحلیل عضلات و فلج عصبی که در سطح پیشرفته ای منجر به تخریب سلول های عصبی می شود، سراسر رنج بوده است. با وجود این هاوکینگ توانسته است در تمام این سال ها با این بیماری ها مبارزه کند.

این فیزیکدان انگلیسی در حال حاضر با رایانه سخنگویی که به عینکش متصل است و اشعه های فراسرخ را برپایه حرکات چشم ها و پلک هایش گسیل و آنها را به کلمات تبدیل می کند با دیگران ارتباط برقرار می کند. 

هاوکینگ که از کوکی دوستان اندکی داشت، دراین باره می گوید: "با دوستان کمی که داشتم ساعت ها مباحثات طولانی داشتیم، یکی از چیزهایی که درباره آن زیاد حرف می زدیم، منشاء جهان بود و اینکه برای خلق به حرکت درآمدن آن حتما به وجود خدا نیاز است. احساسم این بود که نقاط نورانی کهکشان های دوردست بطرف روح سرخ رنگ بینهایتی پیش می روند که باید نشان دهد جهان در یک گستردگی وسیع بسط یافته است. مطمئن بودم که باید دلیل دیگری برای سفر به سوی این سرخی وجود داشته باشد. شاید در سفرش بطرف ما، آن نور انعکاس می یافت. بنظر می رسید این مسئله طبیعی ترین توضیح برای یک جهان آشکارا جاودان باشد."



استفان هاوکینگ - نابغه عصر حاضر

هاوکینگ در شرایطی که تنها 30 سال داشت دچار یک سری تب های طولانی شد که هیچکس دلیل آن را نمی دانست و بسیاری از پزشکان آن را طبیعی می دانستند اما این تب ها باعث شد که در سومین سال تحصیل خود دست هایش با مشکلات متعددی مواجه شوند.

مشکل استفاده از دست برای هاوکینگ، او را با تجربیات جدیدی آشنا کرده است. بیماری عضلانی وی به حدی حاد و ناامید کننده بوده است که پزشکان در مورد بهبود آن اظهار ناامیدی کرده بودند. بیماری هاوکینگ، ناشی از فلج عصبی است که تخریب سلول های عصبی و مرگ سریع را برمی انگیزد.

به گزارش مهر، اما هاوکینگ که هرگز امید خود از دست نداده بود در سال 1965 با "ژن وایلد" ازدواج کرد که ثمره این زندگی مشترک در مدت 25 سال 3 فرزند است.

وی در سال 1975 به واتیکان رفت و مدال طلای پاپ پیو 12را دریافت کرد و بار دیگر علی رغم تئوری هایش در خصوص خلقت جهان و فضا که با گرایشات علمی واتیکان همخوانی نداشت، در سال 1986 از آکادمی علوم واتیکان نشان افتخار اخذ کرد. 

هاوکینگ در تمام این سالها که دیگر کاملا فلج و بی تحرک شده بود به دانشجویان خود درس می داد . بین سال های 1965 تا 1970 یک مدل ریاضی را ترسیم کرد که تکامل جهان از طریق انفجار بزرگ را نشان می داد و در دهه 70 مهمترین مطالعات خود در عرصه سیاه چاله ها را آغاز کرد و نتایج تحقیقات خود را در مقاله بزرگی که "از بیگ بنگ تا سیاه چاله ها" نام داشت، منتشر کرد. 

همسرش در سال 1990از وی جدا شد که این مسئله روح پژوهنده هاوکینگ را بسیار آزرد. این دانشمند بزرگ اگرچه درهر دقیقه نمی تواند بیش از 15 کلمه از افکارش را با رایانه خود درک کند، اما توانسته است به درکی فراتر از هستی دست یابد.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:55 توسط آقای شاکی |

نو اندیش-بيستمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران در حالي‌ كارش را از صبح امروز چهارشنبه (دوازدهم ارديبهشت‌ماه) آغاز كرده، كه هنوز در حال آماده‌سازي است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نمايشگاه امسال كه بالأخره شامگاه گذشته پس از چالش‌هاي فراوان در محل مصلاي تهران افتتاح شد، حالا روز بعد را به خود مي‌بيند؛ اما...

در ورودي نمايشگاه، در پلاكاردهايي، تنها دو ناشر تبليغات خود را انجام داده‌اند و جاي بقيه‌ي پلاكاردها هنوز خالي است.

نمايشگاه در حالي كار خود را آغاز كرده كه مكاني براي پاسخ‌گويي و راهنمايي بازديدكنندگان وجود ندارد و بر سردر بسياري از سالن‌ها هنوز نام و شماره‌ي سالن نصب نشده است.

در سالن نمايش و فروش مستقيم كتاب‌هاي عربي و لاتين، بسياري از غرفه‌ها هنوز خالي از كتاب‌اند و در بخشي از اين سالن، جلو غرفه‌هايي آب از سقف چكه مي‌كند. چند ناشر هم به‌دليل چكه كردن آب با نايلون سقف غرفه‌شان را پوشانده‌اند و هنوز كتاب‌هاي خود را نچيده‌اند. در همين سالن، نام بعضي از غرفه‌ها هنوز نصب نشده است و بعضي با ماژيك نام نشر خود را نوشته‌اند.

به گفته‌ي يكي از ناشران، در اين سالن بيش‌تر ناشران عرب به‌علت جاي بد مكان غرفه، چكه كردن آب و همچنين فروش ريالي مستقيم، هنوز كتاب‌هاي‌شان را باز نكرده‌اند.

در مجموعه‌ي شبستان هم كه ناشران داخلي در آن جاي دارند، چند غرفه هنوز خالي از كتاب است و بسياري از غرفه‌ها نيز در حال چيدمان غرفه‌شان هستند. نمايشگاه تاكنون هيچ راهنمايي را در اختيار بازديدكنندگان قرار نداده است و بازديد‌كنندگان با سرگرداني دنبال غرفه‌ها مي‌گردند.

برخلاف سال‌هاي گذشته كه غرفه‌هاي اغذيه در نمايشگاه فراوان بودند، هنوز هيچ غرفه‌ي اغذيه‌فروشي هم مشاهده نمي‌شود.

ديشب هم نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران در حالي افتتاح شد كه ناشران و غرفه‌داران در حال حمل و نقل كتاب‌هاي‌شان به غرفه‌ها بودند و بعضي از ناشران اندر خم تحويل گرفتن غرفه‌هاي‌شان.

بنا به گفته چند غرفه‌دار و ناشر،‌ عصر دوشنبه تازه بعضي غرفه‌ها را تحويل داده‌اند و ناشران از متراژ غرفه نيز اطلاعي نداشته‌اند.

يكي از ناشران در اين‌باره به خبرنگار ايسنا گفت: بعضي از غرفه‌ها را عصر دوشنبه تحويل داده‌اند، اما بعضي از ناشران هنوز غرفه‌شان را تحويل نگرفته‌اند. در مجموعه شبستان به‌دليل جابه‌جايي پارتيشن‌ها به عقب‌تر، هنوز بعضي غرفه‌ها را تحويل نداده‌اند.

ناشر ديگري هم اميدوار است كه ديگر باران شديد نيايد؛ چراكه به تمهيدات انديشيده‌شده براي جلوگيري از ورود آب به اين سالن چندان اميدوار نيست!

اما به نظر من یک نکته بسیار مهم و البته مثبت در محل برگزاری این نمایشگاه، فراوانی وسائل نقلیه جمعی و نیز وجود ایستگاه های مترو در اضلاع شمالی و جنوبی آن است، که نیاز به آوردن خودرو را کمتر کرده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:31 توسط آقای شاکی |

آقا هرچه می خواهم خودم را از حالت شاکیانه ام خارج کنم و بیشتر به درد دل بپردازم، این دولتمردان کم عقل نمی گذارند!

 

طرح مبارزه با بد حجابی!!! طرح مبارزه با تهاجم فرهنگی!!! بسیج نیروهای انتظامی جهت حفظ عفت در جامعه!!!!!!

 

دولت جمهوری اسلامی گویا هیچ برنامه و مشکل و گرفتاری و پروژه ای در دست ندارد و به تمام اهدافش رسیده و ملت ایران را غرق در رفاه و امنیت و عزت و سلامت نموده و اکنون تنها ماموریت باقیمانده خود را نیز آغاز کرده است!!!!

 

دولتی که اقتصادش بیمار است، سیاستش از بیخ و بن غلط است، آخوند جماعت مثل خوره به جان تمامی ارکانش افتاده است، نیروهای غیر متخصص و بی خاصیت تنها به دلیل رفاقت و پارتی بازی یا از سر لج و لجبازی و تسویه حساب های شخصی با گروه قبل پروژه های بزرگ را در دست گرفته اند، و حکومتی که با نام مقدس اسلام، غیر اسلامی ترین اعمال را انجام می دهد و قطعا به عنوان یکی از کثیف ترین حکومت های تاریخ ثبت خواهد شد.

 

آری! مشکل بنزین که حل شده، چون کارتی اش کردیم. ( حالا ببینید چه بلایایی با وجود این طرح انتظارمان را می کشد. من تنها دو مورد از ایراداتش را به شما عرض می کنم : تمام پمپ بنزین ها یه یک سیستم مرکزی متصل اند تا با داخل شدن هر کارت، میزان بنزین مصرف شده را بررسی کرده و در صورت مجاز بودن، اجازه بنزین زدن را بدهد.یعنی پمپ بنزین در حین سوخت گیری دائما با شبکه در اتصال است. در نتیجه :

1-     سرعت پمپ های بنزین کاهش می یابد.

2-  در صورت قطع شدن شبکه( امری که در کشور ما بارها اتفاق می افتد) پمپ ها کار نخواهند کرد!!! و چه صف های طویلی که برای بنزین تشکیل نخواهد شد...

بی دلیل نیست که هیچ کجای دنیا این طرح اجرا نشده است و تنها یک بار در یکی از شهر های مکزیک این طرح اجرا شد که آن هم به همان دلایلی که عرض کردم، به سرعت برچیده شد.)

اصلا چرا پالایشگاه بنزین احداث کنیم؟؟؟ کی گفته "بنزین" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته ... کرده . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. یادتون نره ها...

 

مشکل رفاه و آسایش را که حل کردیم!! ملت ما خوشبخت ترین، خوشحال ترین، و مرفه ترین ملت دنیا هستند. بر منکرش لعنت! وقتی به قیافه مردم نگاه می کنم، ناراحتی و خستگی و فشارهای زندگی از تمام وجودشان جاریست.

کی گفته "رفاه" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته... خورده. فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. روشن شد؟؟؟

 

گرانی کمر ملت را خرد نموده. امروز یک قیمت، فردا 15% گران تر!! دولت محترم ما، با این همه منابع معدنی، باغ ها و مزارع، رودخانه و دریا، نفت و گاز، و انواع پوشش های گیاهی وجانوری، نمی تواند حتی قیمت سیب زمینی و گوجه فرنگی و شیر و پنیر را ثابت نگه دارد یا حداقل قیمت هایش را به صورت طبیعی و تدریجی افزایش دهد!

کی گفته " تورم پایین و منطقی" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته منافق و ضد انقلابی و تفرقه اندازه. فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. افتاد؟؟؟...

 

معضل اعتیاد و قاچاق را که حل کردیم. چون به برکت جمهوری اسلامی درصد معتادان کشور نسبت به قبل از انقلاب چند برابر شده است! قرص های روان گردان و توهم زا و مواد مخدر با ترکیبات جدید و بسیار خطرناک مثل نقل و نبات همه جا ریخته. معتادان تبدیل به یکی از ارکان و طبقات جامعه ما شده اند!! پس فردا نماینده هم به مجلس می فرستند.

کی گفته "جامعه سالم" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته مخش تاب داره . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. شیر فهم شد؟

 

سد سیوند آبگیری شد تا مقبره کوروش و بقایای آثار باستانی مان در آب حل شود! آنوقت از بقیه چه انتظاری دارید؟!!! طبیعی است که بمباران خبری بر علیه ما شدت می گیرد. فیلم 300 جزو پرفروش ترین ها شده. خشایارشاه اول، این پادشاه بزرگ سرزمین پارس را با آن ارتش بزرگ و بی نظیرش ، به سخره گرفته است! برچسب تروریست را محکم به پیشانی مان چسبانده اند. خلیج همیشه فارس را کرده اند خلیج عربی!!!

کی گفته "حفاظت از اصالت و تاریخ بزرگمان" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته خیلی بی شعوره... . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. فهمیدی؟؟؟...

 

 

سود بانک ها هم که باید کم شود. چرا؟! چون احمدی نژاد گفته. ساعت رسمی ثابت می ماند. چرا؟! چون احمدی نژاد گفته. سازمان مدیریت یک شبه زیر مجموعه استانداری شده. چرا؟! چون احمدی نژاد گفته. ساعت کار بانک ها بعد از ده ها سال ناگهان عوض می شود . چرا؟! چون احمدی نژاد گفته.  در کار بورس و بانک های خصوصی و فلان شرکت های بزرگ و کوچک دخالت و عزل و انتصاب شده. چرا؟! چون احمدی نژاد گفته.

کی گفته " کار کارشناسی و  تصمیمات منطقی" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته خاک بر سرش . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. حالیته؟؟؟...

 

رئیس جمهورمان یک انسان بیمار، عقده ای، بی خیال و بی ادب و نزاکت است. دائم چرت و پرت تحویلمان می دهد. سخنرانی هایش جز مشتی اراجیف هیچ ندارد. در مصاحبه هایش تمام واقعیات مبرهن جامعه نظیر فقر، تورم، نارضایتی، رکود بازار، سقوط ارزش سهام، بی کاری و تعطیلی کارگاه ها و کارخانجات، گرانی و ... را انکار می کند!! با آن لبخند کریه و زشتش، منتقدانش را به سخره می گیرد. جز حرف اطرافیانش حرف هیچ کس را گوش نمی دهد...

کی گفته " رئیس جمهور متشخص، صادق، منطقی و اهل خدمت" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته هیچی حالیش نمیشه . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. دیگه تکرار نشه ها...

 

 

 

 ...بگذریم. با نوشتن این مطلب، ضربان قلبم بالا رفته.دارم آتش می گیرم.خونم به جوش آمده.

 

اما برویم سراغ تازه ترین دسته گل دولت:

 

...هنگام بازگشت از سر کار و در حال خروج از ایستگاه مترو میرداماد بودم که متوجه یک مینی بوس نیروی انتظامی، یک یا دو زن مامور نیروی انتظامی و البته یک جناب سروان محترم میانسال و ظاهرا متشخص را زیارت نمودم که دم در ورودی ایستگاه مترو، مشغول زل زدن به پسران و دختران جوان این مرز و بوم بوده و هر آن کس را که به ظن خودشان پوشش یا مدل مو یا آرایش غیر اسلامی(!!!) دارند را شکار می کنند، و با برخوردهای نه چندان محترمانه ایشان را ارشاد نموده و در صورت لزوم و باز به تشخیص خودشان، بعضی از ایشان را نیز بازداشت می کنند!!!! چند ثانیه ای درنگ کردم تا این فاجعه را بیشتر ببینم، اما همان جناب سروان محترم(!) به سرعت دستور به حرکت دادند!! انگار من اتومبیلی هستم که در محل پارک ممنوعی توقف کرده ام!!!

یعنی جناب سروان های مملکت ما به این درجه از خفت و ذلت افتاده اند که کارشان به گیر دادن به جوانان کشیده شده است؟

اگر از وی بپرسند ماموریتت چیست چه می گوید؟ " می روم به جوانان گیر بدهم"؟ یا " امروز باید چند طعمه را شکار کنم و به پاسگاه بیاورم"؟.

 

 

 اگر از فرزندش بپرسند شغل پدرت چیست چه می گوید؟ می گوید " بابام مسئول پاچه گرفتن از دخترهای بد حجاب است"؟ یا می گوید" بابام موهای اونایی رو که سیخ سیخیند رو با موزر می تراشه" ؟

 این جناب سروان های مملکت ما، شرم و حیایشان کجا رفته است؟ آنها که ماموریتشان مبارزه با بی عفتی و بی حجابی است، جهت رسیدن به این مقصود  نهایت بی عفتی و پرده دری را به کار گرفته اند!

 

آری دوستان، چه کسی گفته " آزادی و آزاد زیستن" حق مسلم ماست؟؟؟؟  هرکی گفته توهین به مقدسات کرده . فقط و فقط و فقط و فقط "انرژی هسته ای" حق مسلم ماست. اگر نفهمیدی با توهین و زور و کتک و حبس و پرونده سازی و شکنجه، حالیت می کنیم...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:37 توسط آقای شاکی |

طبق اعلام نو اندیش٬اعمال محدوديت و كنترل در نحوه پوشش دانشجويان دانشگاه‌‏هاي مختلف كشور به ويژه دانشجويان دختر از سال گذشته آغاز شده كه اين امر اعتراض دانشجويان را به دنبال داشته است.
به گزارش خبرنگار ايلنا، مرام‌‏نامه اخلاقي دانشجويان كه شامل ارايه الگوي اخلاقي, رفتاري و پوششي بود براي اولين بار در 15 بهمن سال 84 توسط دانشگاه تهران تدوين شد.
هر چند موارد مطرح شده در اين مرام‌‏نامه كه به شيوه اخلاقي و رفتاري دانشجويان مربوط مي‌‏‌‏شد, در دانشگاه تهران اجرايي نشد ؛ ولي آغازگر تدوين چنين طرح‌‏هايي در بحث پوشش دانشجويان در دانشگاه‌‏هاي ديگر نيز شد, بر اين اساس از نيمه دوم سال 85 دانشگاه‌‏هاي بزرگي همچون علامه طباطبايي، هنر، صنعتي شاهرود , شيراز, شهركرد, تربيت معلم تهران و مازندران طرح‌‏هايي به منظور كنترل پوشش دانشجويان ‌‏اجرا كردند كه در راستاي اجراي اين طرح‌‏ها افرادي از حراست دانشگاه انتخاب و مامور رسيدگي به وضعيت پوشش دانشجويان شدند.
گفتني است، موضوع كنترل پوشش با اعتراض دانشجويان دانشگاه‌‏هاي مختلف مواجه شده, به نحوي كه دانشجويان با برگزاري تجمع و تحصن در دانشگاه اعتراضات خود را بيان كردند.
دانشجويان دانشگاه شيراز از شب گذشته به دنبال اعمال محدوديت در خوابگاه‌‏هاي پسرانه اقدام به برگزاري تجمع كردند و خواستار بركناري رياست دانشگاه هستند.درپي اعمال محدوديت‌‏هاي جديد در دانشگاه شيراز، شب گذشته تا بامداد امروز حدود دو هزار نفر از دانشجويان خوابگاه پسران دانشگاه شيراز در محوطه كوي دانشگاه تجمع كردند.

به گزارش ايلنا، اعتراض دانشجويان پس از آن آغاز شد كه مديريت دانشگاه به نصب آيين‌‏نامه و منشورهايي در تابلوهاي قسمت‌‏هاي مختلف خوابگاه پسرانه شهيد مفتح(ره) دانشگاه شيراز اقدام كرد كه طي آن مقررات جديدي در جهت افزايش محدوديت‌‏ها در نظر گرفته شده است.
از جمله اين مقررات جديد و افزايش محدوديت‌‏ها براي دانشجويان پسر مي‌‏توان به محدوديت در پوشش و عدم استفاده از شلوارك و ركابي به عنوان لباس راحت در راهروها و محوطه خوابگاه اشاره كرد.
از ديگر مواردي كه موجب اعتراض دانشجويان قرار گرفته است، وضع قوانين جديد براي ورود و خروج دانشجويان است كه ورود و خروج به خوابگاه از ساعت 23 الي 5 صبح به طور كلي ممنوع اعلام شده است.
در بخش‌‏هاي ديگري از اين منشور، ورود ميهمانان و همراهان دانشجويان به خوابگاه منع شده است و همچنين اعلام كرده‌‏اند كه نگهبانان حق دارند, بدون اجازه و به طور سرزده به اتاق‌‏ها وارد شوند.
با نصب اين آيين‌‏نامه در خوابگاه پسرانه شهيد مفتح دانشگاه شيراز اعتراضاتي در بين دانشجويان شكل گرفت و حوالي ساعت 20 يكشنبه شب برخي از دانشجويان اقدام به شكستن تابلوهاي مذكور كردند. اين دانشجويان ساعت 30/22 در محوطه خوابگاه تجمع كردند و لحظه به لحظه به تعدادشان افزوده شد. با افزايش جمعيت دانشجويان معترض، حدود دو هزار دانشجو در حالي كه سرود «يار دبستاني» را مي‌‏خواندند و شعارهاي تندي را عليه دكتر صادقي، رييس دانشگاه شيراز سر مي‌‏دادند، به طرف در ورودي كوي دانشگاه سرازير شدند.
برخي از شعارهاي اين دانشجويان عبارت بود از: «دانشجو مي‌‏ميرد, ذلت نمي‌‏پذيرد», «مدعي عدالت, خجالت خجالت», «اينجا پادگان نيست», «صادقي, صادقي, استعفا, استعفا».
دانشجويان در حالي كه شعار مي‌‏دادند بعد از نيم ساعت به محوطه پرديس ارم رسيده و با حلقه زدن به دور ميدان پشت در ورودي دانشگاه تجمع كردند.
اين دانشجويان بيش از دو ساعت در محل مذكور تجمع و همچنان به سر دادن شعار پرداختند و در اكثر شعارهاي خود استعفاي دكتر محمد صادقي، رييس دانشگاه شيراز را خواستار شدند. دانشجويان شعار مي‌‏دادند: «صادقي حيا كن، دانشگاه رو رها كن», «رييس بي‌‏لياقت, استعفا, استعفا» و ....
در نهايت ساعت 30/1 بامداد دوشنبه دكتر صادقي وارد محوطه كوي دانشگاه شيراز شد , اين در حالي بود كه دانشجويان هر لحظه با صدايي بلندتر به سر دادن شعار مي‌‏پرداختند.
در حالي كه دكتر صادقي قصد سخنراني داشت، دانشجويان با شعارهاي پي در پي و خواندن سرود «يار دبستاني»، اجازه سخنراني را به وي ندادند.

دانشجويان بعد از شنيدن هر جمله از سخنان دكتر صادقي فرياد مي‌‏زدند: «دروغگو, دروغگو, استعفا , استعفا» بعد از گذشت يك ساعت ديگر دانشجويان با شعار «حرف نهايي ما استعفا, استعفا» به سمت خوابگاه حركت و اعلام كردند كه صبح فردا نيز در همين مكان تجمع مي‌‏كنند و ساعت 3:30 بامداد اين تجمع پايان پذيرفت.
بر اساس گزارش خبرنگار "ايلنا"، در پي افزايش محدوديت‌‏هاي خوابگاهي براي دانشجويان دانشگاه شيراز اعتراضات دانشجويان اين دانشگاه امروز از ساعت 10 صبح همچنان ادامه دارد.
صبح امروز بيش از 2500 دانشجوي دختر و پسر دانشگاه شيراز نسبت به قوانين جديد وضع‌‏شده در خوابگاه‌‏ها, در محل كوي دانشگاه شيراز تجمع كردند. دانشجويان امروز از حضور بر سر كلاس‌‏هاي درس دانشگاه نيز خودداري كردند.
اين دانشجويان تجمع فوق را در ادامه تجمع شب گذشته برگزار كرده و خواستار استعفاي هر چه سريع‌‏تر دكتر محمد صادقي، رييس دانشگاه شيراز شدند.
دانشجويان معترض همچنان با سر دادن شعارهايي از جمله «صادقي, صادقي- استعفا , استعفا» و «رييس بي‌‏كفايت- استعفا , استعفا» منتظر حضور دكتر صادقي هستند.
اين دانشجويان خواسته‌‏هاي 11 گانه خود را نيز تنظيم كرده‌‏اند و خواستار اجراي آن توسط مسوولان دانشگاه هستند.
خواسته‌‏هاي 11 گانه اين دانشجويان به شرح زير است:
1- استعفاي مسوولان دانشگاه به دليل عدم كفايت و ناامن كردن محيط دانشگاه
2- لغو كليه محدوديت‌‏هاي اعمال‌‏شده به دانشجويان اعم از دختر و پسر از جمله حساسيت‌‏هاي بي‌‏جا نسبت به پوشش خواهران, حفظ و احترام به حريم شخصي دانشجويان
3- بهبود وضعيت نابسامان و نامطلوب خوابگاه‌‏هاي دانشگاه
4- بهبود امكانات رفاهي در خوابگاه‌‏هاي دانشجويي پسران و دختران
5- بهبود كيفيت و اصلاح وضعيت نابسامان سلف سرويس
6- جلوگيري از تك‌‏صدايي شدن دانشگاه و آزادسازي كليه فعاليت‌‏هاي فرهنگي, صنفي, اجتماعي و سياسي
7- بهبود وضعيت نابسامان علمي دانشگاه و افزايش امكانات پژوهشي
8- تعويض ناوگان فرسوده حمل و نقل و بهبود وضعيت سرويس‌‏دهي و افزايش ساعات كار سرويس‌‏ها
9- 24 ساعته شدن كتابخانه‌‏هاي دانشگاه و امكانات‌‏سازي متناسب با تعداد دانشجويان
10- اصلاح نحوه برخورد دستگاه‌‏هاي نظارتي اعم از حراست, كميته انضباطي و انتظامات
11- ايجاد فضاي امن و آرام با جلوگيري از حضور بي‌‏نمود مسوولان حراست و انتظامات و حفظ حريم خوابگاه خواهران
به گزارش ايلنا، دفتر تحكيم وحدت نيز ايجاد محدوديت‌‏هاي جديد در خوابگاه‌‏هاي دانشگاه شيراز را محكوم كرد.
علي نيكونسبتي، مسوول روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت, در گفت‌ ‏و گو با خبرنگار ايلنا، گفت: متاسفانه بار ديگر شاهد آن بوديم كه دخالت نابه‌‏جاي مسوولان در مسايل دانشجويي و ايجاد محدوديت‌‏هاي سليقه‌‏اي، بحران ديگري آفريد و دانشگاه شيراز را به عرصه اعتراض دانشجويان به اين دخالت‌‏هاي نابه‌‏جا تبديل كرد.
وي, با بيان اين‌‏كه اين محدوديت‌‏هاي سليقه‌‏اي در پي سفر اخير رييس دولت و وزير علوم به استان فارس وضع شده است، افزود: معتقديم اين اقدام در هماهنگي كامل با آنها بوده و جاي تاسف است كه سفرهاي استاني به جاي فراهم آوردن امكانات براي دانشجويان، باعث آزار بيشتر آنها مي‌‏شوند.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت, ادامه داد: متاسفانه مسوولان وزارت علوم به جاي رسيدگي به امور آموزشي، پژوهشي و رفاهي دانشگاه‌‏ها، تمام وقت خود را صرف ايجاد محدوديت و دخالت نابه‌‏جا در مسايل دانشجويي مي‌‏كنند.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:40 توسط آقای شاکی |