تبليغاتX
یک چاه برای تخلیه روانی !
هواپیما به سلامت بلند شد ٬ اما به سلامت به زمین ننشست.

خلبان هنگام آغاز پرواز ٬ لحظات خوبی رو برای همه مسافران آرزو کرد ٬ اما هواپیما به تلخ ترین شکل ممکن فرود آمد.

هواپیما سالم بلند شد ٬ اما فرسوده بود. بوی کهنگی می داد.

هواپیماهای روس که به استحکام مشهورند هم در اثر کثرت استفاده می توانند فرسوده شوند!

بیچاره آنهایی که در آن هواپیما بودند و قربانی شدند.

بیچاره کودکانی که زنده زنده سوختند ٬ بی آنکه فردایی ببینند.

باری ٬ جدا از این حادثه تلخ که متاسفانه گویی باید هر چند وقت یکبار بر سر ملت عزیزمان بیاید ٬ دلم می خواهد حرفی را که ته دلم را می فشارد اکنون بگویم :

"چقدر از سیاست بیزارم!"

لابد نزد خود می گویید این جوان هم سیم هایش اتصالی کرده! اما نه ٬ من به راستی پس از این حادثه٬ به شدت از سیاست بیزار شدم.

اگر سیاست نبود٬ تحریم نبود. تحریم زاییده سیاست است.

اگر سیاست نبود ٬ یک کشور ٬ دیگری را تحریم نمی کرد تا آن کشور نتواند هواپیماهای خود را سر و سامان دهد٬ و لذا رو به اجاره و تعمیر هواپیماهای کهنه روس و غیره کند. و با آن با جان انسان های بی گناه بازی کند.

اگر سیاست نبود٬ دین بازیچه عده ای ملا و عمامه به سر نمی شد .

اگر سیاست نبود ٬ تعالیم تروریستی به نام تعالیم اسلام پیوند نمی خورد.

و اگر سیاست نبود ٬ حکومتی تحریفی از اسلام در یک کشور متمدن شکل نمی گرفت.

و اگر سیاست نبود٬ یک حکومت با نام جمهوری اسلامی ٬ این همه اعتراض و صفات بد و تهمت و افترا و بی عدالتی و ... را ضمیمه خود نمی کرد!

سیاست یک کشور است که یکی را محبوب و دیگری را منفور می کند.

تنها با سیاست می توان در یک کشور دیگر ٬ جنگ و دعوا و خونریزی به راه انداخت ٬ تا منافع خود را تامین کرد و از اندیشه های خود دفاع کرد.

تنها با استفاده از نام سیاست می توان عده ای را تنها به علت انتقاد و اعتراض از روند موجود٬ بازداشت و زندانی کرد. 

سیاست ایجاب می کند منافع ملت خود را فدای بقای خود کنی.

سیاست یک کشور است که باعث می شود دیگر کشور ها از آن فاصله بگیرند و با وی دشمنی کنند٬ نه فرهنگ و تاریخ و سرمایه هایش.

سیاست دولت ایران است که باعث شده دیگران ما را تحریم کنند.

سیاست دولت امریکاست که بدون توجه به کاستی های ما ٬ هر سال تحریم ما را تمدید می کند

سیاست دولت ما ایجاب می کند که بگوید انرژی هسته ای ٬ حق مسلم ماست

سیاست قدرت های دنیاست که به ما بگویند انرژی هسته ای ٬ حق مسلم ما نیست

سیاست دولت ماست که حرف در دهان ملت ما می گذارد که ملت ما ممکن است سلاح هسته ای بخواهد!!!

و سیاست دولت ماست که به همه چیز فکر می کند جز خود ملت ما!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:36 توسط آقای شاکی |

به دنبال افزایش 355 برصدی برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی در چهار ماهه اول امسال، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت : با تصویب طرح ساماندهی برداشت از حساب ذخیره ارزی در صحن علنی مجلس، برداشت دولت از این حساب محدود می شود.

مرتضی تمدن در گفتگو با خبرنگار اقتصادی مهر گفت : براساس برنامه چهارم توسعه برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی در قالب لوایح بودجه سنواتی صورت می گرفت در حالی که طی چند سال اخیرتحت عنوان ماده یک قانون برنامه چهارم ، لوایح متعددی برای برداشت از حساب ذخیره ارزی به مجلس آمده است .

وی با بیان اینکه بر اساس ماده 223 آیین نامه داخلی مجلس با لوایح بودجه ای ، برنامه قابل اصلاح نیست، افزود: اصلاح برنامه با ارائه یک لایحه مستقل صورت می گیرد.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس  ادامه داد:  هدف لوایح ارائه شده به مجلس برداشت از حساب ذخیره ارزی با عنوان اصلاح ماده یک قانون برنامه چهارم بود و این موضوع بر خلاف آئین نامه داخلی مجلس و حتی خود ماده یک برنامه چهارم توسعه بود.

وی با اشاره به طرح ارائه شده توسط کمیسیون برنامه و بودجه به مجلس تحت عنوان اصلاح ماده یک اظهار داشت : بر اساس این اصلاحیه ، برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی ، باید در قالب بودجه سنواتی و یا متمم بودجه صورت گیرد وبرداشت دولت از حساب ذخیره ارزی در قالب طرح ها و لوایح دیگر امکانپذیر نیست.  

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 11:31 توسط آقای شاکی |

یادش بخیر آن دوران که شعار اول سیاست خارجی ما "تنش زدایی" بود!!!

دولت جناب خاتمی در هر زمینه کاری خود کارنامه ای با نوسان بر جای گذاشته است. در بعضی زمینه ها نمرات بالا و در بعضی دیگر نمرات ضعیفی گرفته است٬ و صد البته بزرگترین ضربه ای که به ملت وارد کرد همان سردی مردم از روند اصلاحات بود.

باری ٬ اکنون کاری به نقد فلسفه اصلاح طلبان ندارم که مبحثی است بس مفصل و سرد و خشک.

اما اکنون دوست دارم در مورد یکی از آن دستاوردهای موفق دولت پیشین یعنی تنش زدایی ٬ و ادامه آن در دولت حاضر بپردازم.

دولت خاتمی در طول این ۸ سال توانست روابط محترمانه ای با اعراب برقرار کند.ضمن حفظ منافع با چین و روسیه ٬ توانست نظر مساعد بسیاری از غربیان را بدست آورد. روابط تیره و کدر با انگلستان به عنوان شاه کلید نرمش آمریکا را بهبود بخشد. بگونه ای که وزیر امور خارجه مان به انگلستان سفر می نمود و  وزیر امور خارجه شان  به ایران ٬ و روابط به سطح سفارت رسید.

امتیازات زیادی از اروپاییان گرفته شد به گونه ای که با وجود تحریم های تمدیدی واشنگتن ٬ بارها اروپاییان فضای گفتگو و تفاهم حاصله میان ایران و اروپا را پسندیده و قراردادهای بزرگی با ایران منعقد کردند٬ هرچند پرونده هسته ای ما در میانه راه  مطرح شده بود اما روند مذاکرات به وضوح امیدوارانه تر بود .

آن زمان ایران بود که بهای نفت را متعادل می نمود ٬ و علت اکثر نوسانات نفت٬ ایران و سیاست هایش نبود.

یک سال از  تاریخ عمر بشریت به احترام خاتمی و دیدگاهش به نام "گفتگوی تمدن ها" بر گزیده شد ٬  و  در نهایت اینکه اعتبار خدشه دار شده ایران اندکی ترمیم گشت.

اما اکنون و ظرف مدت ۱ سال ( بله! تنها ۱ سال) تمام آن زحمات بر باد رفت! اکنون اعراب به وضوح از ما می ترسند ٬ تلاش هایشان در زمینه جزایر سه گانه نه تنها بیشتر شده بلکه در کمال وقاحت اکنون خلیج نیلگون فارس را خلیج عربی می نامند ٬  روابطمان با غرب روز به روز سردتر می شود ٬ بی پرده ما را حامی تروریسم می خوانند ٬تحریم ها سخت تر و فشار ها بیشتر شده است٬ و پرونده هسته ای ما به سرعت به جاهای بسیار خطرناکی می رود.

اکنون ایران است که ثبات بهای نفت را به هم میریزد  ٬ و علت اکثر نوسانات نفت ٬ ایران و سیاست هایش می باشد.

باری ٬ اکنون سیاست "تنش زایی" جایگزین "تنش زدایی" شده است. و البته که دولت محترم جدید٬ استعداد و تخصص عجیبی در اجرای این سیاست دارد!

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:16 توسط آقای شاکی |

سلام  عزیزان دل.

دلم نیامد به عنوان پیوست و ضمیمه مبحث قبل با عنوان "مجرم یا بی گناه ؟" به موضوع نامه جناب آقای الهام سخنور محترم دولت اشاره نکنم. گو اینکه دولت عزیز کاملا در راستای همان خط اشاره شده در مبحث فوق حرکت می کند.

مطمئن هستم شما هم مثل من از متن دادخواست دولت به قوه قضائیه در باب پیگیری مطالب علیه دولت در رسانه ها آگاه شده اید. باز هم همان بی تابی ها٬ بیم نقد ها٬ لرزیدن از اعتراض ها ٬ و فرار از همه کس و همه چیز ٬ چه دلسوزش باشد و چه بی طرف یا حتی مغرض.

زمانی که جناب سعیدلوی گرامی به عملکرد یک ساله دولت نمره ۲۰ می دهد٬ معاونان و اطرافیان رئیس محترم جمهور بی محابا و با تمام قوا عملکرد های درست و غلط دولتیان پیشین را مورد تاخت و تاز قرار می دهند ٬ نامه دلسوزانه اساتید اقتصاد با محتوای هشدار در مورد وضع اقتصاد را غرض ورزی می خوانند ٬ به جای توجه به طرح های کارشناسی و زحمت کشیده شده و مستدل جهت آبادی و حل مشکلات کشور به دنبال مصوبات ۶ دقیقه ای هستند ٬ جناب وزیر اقتصاد و دارائی محترم ما در مجلس با کمال شگفتی گرانی ها را نفی می کند (این مورد از آن شاهکارهای دولت محترم است و در ذهن من تا ابد باقی خواهد ماند ٬ و حتما در این باب مطلب جامعی خواهم نوشت)٬٬و در نهایت با نامه فوق الذکر جناب الهام هشداری به اهل قلم برای انتقاد و اعتراض می دهند ٬ نباید در نحوه ایفای نقش متهم نمایش نامه ما ( مطلب مجرم یا بی گناه؟) تردید کرد.

 باری ٬ متهم قصه ما بیشتر به مجرم می ماند تا بی گناه. 

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 15:51 توسط آقای شاکی |

شب و روزتان خوش.

پیرو یکی از مطالب اینجانب در این وبلاگ با عنوان " متاسفم" در باب تجهیزات ارسال نویز و عوارض ناگوار آن ، اکنون مطلع شدم که این تجهیزات شوم محصول کمپانی مخابراتی "اریکسون" سوئد می باشد. این شرکت که در گذشته ای نه چندان دور صاحب اعتبار بین المللی بود اکنون در آستانه ورشکستگی قرار دارد بگونه ای که بیش از ۷۰٪ پرسنل آن از کار اخراج شده اند. مسلم است که اینگونه شرکت ها برای رهایی از مشکلات عدیده خود دست به هر کاری می زنند ، حتی اگر آن کار فروش تجهیزات با عوارض بسیار خطرناک باشد. و در این راه صد البته از پیشنهاد دولتمردان ایران استقبال نیز می کنند و با کمال میل این دستگاه های سرطانزا را به فروش می رسانند.

البته ناگفته نماند که نباید یکطرفه قضاوت کرد، شاید نوع کاربری این تجهیزات با استفاده ای که اکنون دولت محترم جمهوری اسلامی می کند متفاوت باشد . شاید این دستگاه ها  کاربرد اصلیشان در مقاصد نظامی یا پلیسی باشد.

باری ،  اینگونه است که باید متهم ردیف اول را عوامل جمهوری اسلامی دانست نه اریکسون.

چه شرم آور است اینگونه اقدامات نسنجیده و شتابزده . چه وقیحانه است این سانسور های با نیت هراسیده و وحشت زده. اگر دولتمردان ما ذره ای به عملکرد خود ایمان داشتند هیچ نیازی به این گونه اقدامات نداشتند. تنها کسانی از مخالفان و منتقدان می ترسند که از عملکرد خود وعکس العمل دیگران در قبال اعمال خود می ترسند، تنها کسانی دست به سانسور میزنند که خود آلوده بازی ها کنند و از فاش شدن این آلوده بازی ها بهراسند، تنها کسانی هر کوچک و بزرگی را با اولین نشانه های افشا گری  خاموش می کنند که واقعا خودشان را سرمنشا  فساد  می دانند.

یک مجرم است که به همه کس و همه چیز شک می کند ، سایه جرمش بر او سنگینی می کند ،  از رفتن در میان مردم می هراسد که مبادا او را بشناسند ، مراقب اطرافیانش است که مبادا به او شک برند و در این راه حتی آنان را نیز قربانی می کند چرا که تاب شکایت و اعتراض و لذا بر ملا شدن جرم خود را ندارد، و دائم در حال فرار از پلیسان آگاه از جرم و جنایت خویش است . اگر به او تهمتی بزنند به سرعت آشفته می شود ، پاسخ های دروغین و گنگ و مبهم می دهد ، و تمام همت خویش را صرف فرار از واقعیات می کند.مشخص است که در نهایت نیز دستش بر همگان رو خواهد شد.

آیا یک انسان پاک و سالم نیز اینگونه برخورد می کند؟ آیا با هر بهتان و تهمتی به خود می لرزد و فرار می کند؟ آیا سایه جرم ، او را در ظلمات فرو می برد؟ صد البته که جانانه می ایستد و به هر تهمتی گوش می کند و سپس آن را جوابی منطقی و مستدل می دهد. به هر سوالی پاسخ صحیح و راست می گوید ، و در نهایت نیز قطعا بی گناهی اش اثبات می شود.

واقعا چرا باید هر صدای اعتراضی خاموش شود ؟؟؟ اگر من به خود و سلامت عملکرد خود اعتقاد داشته باشم ، می دانم که اینگونه اعتراضات بی ثمر خواهد بود، چه بسا در نهایت معترض به اشتباه خود پی برد و صحت عمل من بر همگان مشخص گردد.

باری ، رفتارهای حکام ما به جای آنکه ما را به صحت عملشان برساند ، بر عکس مشکوکمان می کند. گویی اگر نقش متهم را به او بدهیم ، برای ما بیشتر  مجرم را بازی می کند تا بی گناه. و اینگونه فرجامی تلخ در انتظار خواهد داشت، چرا که در پایان هر نمایش نامه ای ، این بی گناه است که آزاد می ماند  و مجرم ، گرفتار.

این حق است که بر باطل پیروز می گردد. 

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 0:10 توسط آقای شاکی |

سلام!

دوستان زلزله مهیب و  ویرانگر بم را بخاطر دارید؟ حدود ۳ سال پیش بود که آن زلزله موجب بی خانمان شدن چند ده هزار خانواده عزیز بمی گردید.

آیا می دانید روند بازسازی بم تا به امروز ( تکرار می کنم که حدود ۳ سال از آن واقعه دلخراش می گذرد) چگونه بوده است ؟؟؟ آیا می دانید هنوز چند درصد از عزیزان بمی هنوز در زیر چادر و با حداقل امکانات رفاهی زندگی می کنند ؟؟؟

آیا از منازل عزیزان بلوچ و یا هرمزگانی و بوشهری اطلاع دارید ؟؟؟ بعضی از آنان هنوز در کپر زندگی می کنند.

و البته از عوارض جنگ تحمیلی در خوزستان آگاه هستید که پس از نزدیک به دو دهه از اتمام جنگ هنوز بازسازی نشده اند.

حال این سوال برای من پیش آمده که چرا دولت محترم جمهوری اسلامی چندین میلیون دلار بودجه جهت بازسازی ساختمان ها و منازل مسکونی لبنانی های جنگزده و آواره اختصاص می دهد اما هنوز به فکر منزل عزیزان ایرانی که در بالا تنها به گوشه ای از آنها اشاره داشتم نیست؟!!!!

البته که لبنانی ها مظلومانه و ناجوانمردانه بی خانمان شدند اما آیا بهتر نبود اکنون که تمام دنیا شتابان در حال بازسازی لبنان است و قطعا در راه کمک به آنها کوتاهی نمی کند این چند میلیون دلار ناقابل را صرف بازسازی هر چه سریعتر بم و بلوچستان و هرمزگان و بوشهر می کردیم؟؟؟

آیا برای دولت حاکم بر ایران ایرانی ارجحیت دارد یا لبنانی؟ آیا یک کودک بمی که نزدیک به ۳ سال در چادر زندگی می کند بیشتر مستحق رسیدگی است یا یک کودک لبنانی که هنوز یک ماه نشده که خانه اش ویران شده است ؟

عزیز آبادانی که خانه و کاشانه و عشقش یعنی آبادان را به اجبار رها کرده و در استان های دیگر با وضع نا مطلوب زندگی می چرخاند نمیتواند به آرزوی دیرینه اش یعنی آبادان آباد برسد اما یک عزیز لبنانی می تواند شاهد آبادی برق آسای بیروت باشد؟

اصلا میدانید کپر چه شکلی است؟ زندگی در کپر چگونه است؟ چرا یک عزیز بلوچ یا سیستانی باید سال ها به همین کپر قناعت کند اما برای یک لبنانی باید هرچه سریعتر خانه و کاشانه ای متناسب با استاندارد های مطلوب جهانی ساخته شود؟؟؟

من نمی گویم که نباید به لبنانی کمک کرد اما اینکه می بینم  لبنان واقعا به این کمک نیازی ندارد چرا که تمام ملل دنیا و تمام ساز مان های مالی و اعتباری دنیا درحال تامین بودجه و خدمات بازسازی لبنان هستند دلم می گیرد.

از اینکه می بینم پول زبان بسته ایرانی ها را مفت و بدون اجازه از صاحبانش یعنی ایرانیان می برند و خرج دیگران می کنند دلم می سوزد.

از اینکه می بینم بخشی از ملت ما هنوز ساده ترین استاندارد های زندگی را ندارند اما سال هاست به فراموشی سپرده شده اند دلم می سوزد.

دلم میسوزد از اینکه دولتمردان ایرانی به فکر موشک حوت و شهاب ۳ وموشک های دوش پرتاب و سلاح های پیشرفته و مانور های متعدد و کمک های بی پایان به هر گروه  نظامی هم فکرشان در اقصی نقاط دنیا هستند اما به فکر بازسازی های ابتدائی و اولیه داخل کشور خیر.

دلم میسوزد از اینکه حاکمان ما تمام هم و غمشان رسیدن به تکنولوژی غنی سازی هسته ای است اما غافل از اینکه آنها هنوز تکنولوژی غنی سازی شیر را جهت تغذیه کودکان امروز و شهروندان فردا ندارند.(این موضوع یعنی اینکه تکنولوژی غنی سازی شیر ایران برای ۵۰ سال پیش است در روزنامه همشهری نیز مورد اشاره قرار گرفت)

دلم می سوزد از اینکه زمان کمک به دوستان هم ایدئولوژی در عراق و سوریه و لبنان که می شود حکام ایران مرد عمل می شوند و زمان کمک به ایرانیان نیازمند توجه و رسیدگی که می شود همان ها تنها به سخنرانی و انشا خوانی و حرف های دهان پر کن و وعده و وعید های پوچ و تو خالی اکتفا می کنند.

دلم می سوزد از این همه بی عدالتی ها و ظلم به هم وطنان و هم میهنان عزیزمان.

و دلم از این آتش می گیرد که حکومتمان نیز نام مبارک و عدل پرور اسلام را یدک می کشد.

در این میان میدانید چه موضوعی اندکی(و تنها اندکی) مرهم زخم هایم می شود؟ اینکه اگر این جنگ ناعادلانه و وحشتناک اخیر میان اسرائیل و یاران سید حسن در نمی گرفت و تنها قربانی آن لبنان نمی شد ( و ای کاش هرگز این جنگ در نمی گرفت) این چند میلیون دلار کمک ایران نه تنها صرف کمک به لبنان نمی شد بلکه خرج دیگر اسراف ها و آتش زدن ها به دارائی ایرانی ها و خرج نور چشمی ها و کمک به بسیج و سپاه و .... می شد!!!! باز همین که این پول زبان بسته دود نشد و حداقل به درد یک سری انسان خورد خودش غنیمتی است هرچند این انسان ها صاحبان  این سرمایه ها نباشند!!!

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 12:43 توسط آقای شاکی |

اواخر اسفند ماه بود که در یکی از جلسات هیات دولت که پس از هرکدام از این جلسات تعداد انبوهی دستورالعمل و بیانیه و مصوبه و ردیف بودجه خارج می شود و البته مشخص است وقتی در یک جلسه ۳ ساعته حدود ۳۰ مصوبه بیرون می آید یعنی به طور میانگین برای هر مصوبه تنها ۶ دقیقه وقت صرف شده است!!!مسلما در ۶ دقیقه نمی شود حتی در مورد خود طرح هم صحبت کرد چه رسد به بحث و بررسی و قرائت نظر کارشناسان و پیش بینی عوارض و تبعات آن!!! یعنی پشت هر مصوبه دولت تنها به اندازه ۶ دقیقه بحث شده است!!! اصلا خود رای گیری هم ممکن است ۶ دقیقه طول بکشد!!!!!و مشخص است که وقتی برای یک ملت دستوری ۶ دقیقه ای صادر شود ممکن است چه عوارض غیرقابل پیش بینی و مخربی به ارمغان آورد!

 باری در یکی از همین جلسات نازنین و خودمانی دولت محترم بود که یکی از همان مصوبات ۶ دقیقه ای زائیده شد و آن چیزی نبود جز تثبیت ساعت رسمی کشور!!!

خودتان بهتر از من می دانید که در همان روزهای نخستین چه نا هماهنگی ها و افتضاحاتی در پروازها و برنامه حرکت هواپیما ها به دنیای خارج پیش آمد . سپس با سپری شدن تعطیلات نوروزی چه مسائلی برای تنظیم برنامه های روزمره پیش آمد چون بعضی جاها مطابق ساعت جدید کار می کردند و بعضی با ساعت قدیم و بعضی هم بینابین!!!

از همان آغاز تابستان هم در سراسر کشور به طرز بی سابقه ای قطعی برق داشتیم و داریم و قطعا خواهیم داشت.

اما اکنون و پس از ۳ ساعت قطع برق بسیار گسترده و بی سابقه در تهران آن هم در صبح که مصرف شبکه از پیک مصرف به وضوح کمتر است و دامنه آن حتی به مترو هم کشیده شد و در نهایت علت آن فرسودگی بعضی قسمت های شبکه توزیع و صد البته به دلیل افزیش کاملا محسوس در مصرف برق طی امسال اعلام شد . حال توجه شما را به همان مصوبه ۶ دقیقه ای جلب می کنم :

به علت عدم تغییر ساعت رسمی و لذا یک ساعت زودتر از قبل به غروب رسیدن و یک ساعت روشنایی بیشتر در تمام اماکن  مسلم است که مصرف برق چقدر بالاتر می رود!!! این دیگر جزء بدیهیات است!!

نمی دانم اگر من اشتباه می کنم به من گوشزد کنید اما حساب و کتاب بسیار ساده و واضحی در پس علت اینگونه خاموشی ها نهفته است.

 آخر چگونه می توان به دولت با مصوبات فله ای اعتماد داشت و به دستورات ۶ دقیقه ای آن دلخوش بود ؟!!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 15:40 توسط آقای شاکی |

ساعت 21 سه شنبه شب، محور پر رفت‌وآمد و حادثه‌خيز اراک ـ خمين در استان مرکزي، بار ديگر حادثه رانندگي دلخراشي را نظاره‌گر بود. در اين حادثه، تعدادي خودرو سواري که بنا به گفته برخي شاهدان، تعداد آنها به پنج يا شش عدد مي‌رسيد، پس از سبقت غير مجاز راننده خودرو سمند و برخورد از روبه‌رو با يک سواري پرشيا متعاقب هم با يکديگر برخورد کردند که به دنبال آن، خودروهاي مذکور آتش گرفته و تعداد زيادي از سرنشينان اين خودروها کشته يا زخمي شدند که بنا به آخرين آمار، تعداد کشته شدگان اين حادثه تا اين لحظه به مرز 9 نفر رسيده است.

حوادث رانندگي در جاده‌هاي ايران، واقعيتي است که با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي و ازسوي ديگر، جنبه‌هاي ايمني و فني راه‌هاي موجود، واقعيتي انکارناشدني است، اما در اين ميان، برخي از اين حوادث، به گونه‌اي تأمل برانگيز، نقش منفعلانه و کم‌کاري مسئولان را پيش از پيش نمايان مي‌سازد.

مسير مواصلاتي خمين ـ اراک، از جمله مسيرهاي پر رفت‌وآمد استان و مناطق مرکزي کشور است، به گونه‌اي که بسياري از شهروندان اهل خمين و اراک، به دليل مسائل کاري و تحصيلي و حتي امور اداري، در حالي که تعداد آنان به دو تا سه هزار نفر در روز مي‌رسد، مجبورند اين مسير را در سال به صورت مرتب پشت سر گذارند.

اما مهم‌ترين مشکل و عامل اصلي بروز بسياري از تصادفات موجود در اين مسير، که در سال از مرز صد فقره نيز مي‌‌گذرد (تصادفات منجر به فوت و يا خسارات مالي)، وضعيت نامناسب و باريکي و برفگير بودن مسير حادثه‌خيز است. اين راه در دهه 50 و در زمان رژيم شاهنشاهي ساخته شده است و تنها پاسخگوي نيازهاي بيست سال آينده منطقه است. اکنون نزديك به ده سال است، طرح دو بانده کردن مسير نامبرده در مراجع ذيصلاح تصويب و فعاليت‌هاي اجرايي آن آغاز شده است. با اين حال، در ده ساله اخير، تنها مي‌توان ادعا کرد که از مسير 67 کيلومتري فوق، تنها 5 کيلومتر آن، آن هم به صورت ناقص در دو طرف مسير آسفالت و باقي طرح رها شده است.
اما در حالي که کم‌توجهي و تخصيص ندادن اعتبار و رکود حاکم بر پروژه هم‌اکنون کاملا هويداست. در آستانه سفر استاني دولت نهم به استان مرکزي در ارديبهشت ماه سال جاري، اداره راه‌وترابري استان و پيمانکار طرح در اقدامي مزورانه، تعداد بسياري ماشين‌آلات راهسازي را چند روز پيش از حضور رئيس‌جمهور در اين پروژه مستقر کردند و تنها دو يا سه روز پس از ترک استان، ماشين‌آلات مذکور به بهانه کمبود بودجه پروژه را ترک کردند و کل فعاليت‌ها به ساخت يک دهنه پل، آن هم به گونه‌اي آرام و تأمل برانگيز خلاصه شد.

البته درخت پر بار اين نمايش مديران اجرايي استان در ساليان گذشته، بار ديگر به بار نشست و چندين خانواده را براي هميشه عزادار کرد. نويسنده به هيچ وجه قصد چشم‌پوشي از اشتباهات فردي رانندگان در اين تصادفات را ندارد، اما بسته شدن جاده با بارش يک برف 5 يا 10 سانتي در استان و لغزنده بودن صبحگاهي سه ماهه جاده در فصل زمستان و گردنه‌ها و پيچ‌هاي خطرناک و آسفالت نامناسب برخي بخش‌هاي مسير و از همه مهم‌تر تخصيص ندادن اعتبارات اين پروژه، به‌رغم تأکيد مسئولان گوناگون به افتتاح آن در سه سال آن هم از سال 1384، مواردي نيستند که به راحتي فراموش شوند. در همين يک يا دو ساله اخير، حوادث فراواني در مسير رخ داده‌ است که با گذر از يادآوري حادثه‌هاي کوچک و تک خودرويي، واژگون شدن اتوبوس مسافربري در بخش حسن‌آباد و تصادف ميني‌بوس‌هاي اساتيد دانشگاه پيام نور خمين و يا تصادف ميني‌بوس دبيران کار و دانش مدارس شهرستان خمين که به مرگ تعداد زيادي از آنان منجر شد و همين حادثه آخري که در نوع خود کم سابقه بود، همه و همه، تنها بخش کوچکي از خطرات و پيامدهاي وضعيت نامطلوب اين مسير هستند.

جاده خمين ـ اراک، بار ديگر خانواده‌هاي بسياري را داغدار کرد، اين در حالي است كه در همين شهر خمين، پروژه‌هايي که امکان آوردن نام آنها نيست، اعتبار 1.5 تا 2 ميلياردي سالانه خود را يکجا دريافت کرده‌اند و از سوي ديگر، رئيس‌جمهور قول داده است پروژه‌اي را که بر پايه برنامه‌ريزي‌ها تا پايان امسال، بايد 40 کيلومتر آن آماده گردد، به سرعت آماده بهره‌برداري شود، اما گويا، در وراي همه اين شعارها و وعده‌ها، شهروندان خميني و اراکي همچنان بايد در انتظار خبرهاي حوادث دلخراشي مانند آنچه در روز مبعث رسول اکرم (ص) شنيدند، باشند تا کي دل آقايان به رحم آيد؛ خدا مي‌داند... !

(بازتاب)

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 15:11 توسط آقای شاکی |

حتما در جریان هستید که دولت محترم جمهوری اسلامی جهت جلوگیری از تهاجمات فرهنگی و کانال های اپوزسیون اقدام به خرید تجهیزات ارسال نویز نموده است و آنها را در اقصی نقاط تهران نصب و راه اندازی کرده است.

به هر حال حکومتی که به همه چیز و همه کس حتی سایه خود حساس است و بیم آسیب دیدن از هر شخص و حادثه ای دارد ؛ باید هم اینگونه عکس العمل نشان بدهد!

کاری به بودجه این پروژه خطیر و حیاتی (!!!) ندارم ؛ الان روی سخنم با این عزیزان اینست که آیا از عوارض بسیار مخرب این دستگاه ها بر روی ارگان های موجودات زنده آگاهی دارند؟ آیا می دانند که امواج مایکرو ویو ساطع شده از این تجهیزات به شدت سرطان زا می باشد؟ آیا می دانند تاکنون و در عرض همین مدت چند زن مستعد ابتلا به سرطان رحم و سینه شده اند؟ آیا از عوارض جبران ناپذیر این امواج بر جنین آگاهی دارند؟ آیا عوارض آنرا بر افراد مسن و ضعیف می دانند ؟

طبق مطالعات پزشکی کاملا مستدل ؛ این امواج باعث ناراحتی های روحی و روانی و آسیب پذیری روحی جنین شده و اثرات آن در دوران طفولیت هویدا خواهد شد.

امکان رشد و تکثیر سلول های سرطان رحم و سینه در زنان را به شدت بالا می برد.

در افراد مسن باعث گسترش انواع سرطان می شود.

امید دارم که اینگونه نباشد ؛ چرا که اگر این تجهیزات این عوارض را دارند وای به حال کسانی که حکم به این عمل را داده اند.

اگر این عاملان و دست اندر کاران مسلمانند و بهشت و جهنمی را پس از مرگ ؛ حتمی می دانند ؛ با این کارشان خانه های ویلایی دنج و گرانبهایی در اعماق جهنم برای خود پیش خرید کرده اند ؛ و اگر مسلمان نما هستند ؛ مرگی خفت بار و درد آور در انتظارشان خواهد بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 23:7 توسط آقای شاکی |