تبليغاتX
یک چاه برای تخلیه روانی ! - زندگی کردن یا زنده ماندن؟!(5)

سلام دوستان عزیز. آخر هفته دیگری آمد و وقتی یافتم برای بازگو کردن اتفاقات این هفته این مرز و بوم، اتفاقاتی که از شدت تلخی خنده آورند، یا شاید از شدت خنده مایه شرمندگی اند...

 

آقا دیدید گفتم طرح مبارزه با بی عفتی(!!) محتوم به شکست است؟؟؟ دقت کرده اید تعداد گشتی های پلیس ویژه(!) مبارزه با مظاهر بد حجابی و آن خانم پلیس های بد اخلاق و آقا پلیس های چشم چران چقدر کمتر شده است؟؟؟ اگر فکر می کنید طرحشان با موفقیت به اتمام رسیده که سخت در اشتباهید! مظاهر بد حجابی(!) عین مور و ملخ در سطح خیابان ها، پیاده رو ها، پاساژ ها و مراکز خرید، رستوران ها، داخل خودروهای شخصی و عمومی، مترو و .... همچنان آزادانه در حال ادامه حیات هستند و این ماموران زحمتکش(!) پلیس هستند که منفعل گشته اند. آخر من نمی فهمم طرحی که در گذشته بارها و بارها ختم به شکست شده را چرا دوباره اجرا می کنند؟!

 

...البته بی انصافی نباشد، ماموران چشم چران ما هنوز کاملا سنگر مقدس مبارزه با بی عفتی را رها نکرده اند، چون من در تنها مرتبه ای که این مبارزان و سربازان گمنام امام سید علی خامنه ای(!!) را در طول هفته اخیر مشاهد کردم، این شیرمردان عرصه استقامت و ایثار، در اقدامی فداکارانه، سه تن از پسران(!!) رشید این مرز و بوم را به جرم اینکه موهایشان سیخ سیخی بود دستگیر نموده و به پاسگاه منتقل نمودند، باشد که چشم دشمنان نظام و گروهک منافقین و شیطان بزرگ و شیطونک و اسرائیل و لابی صهیونیزم و دشمن فرضی،  کور و گوششان کر شده به قدرت ماورایی ماموران جان بر کف این نظام ایمان آورند!!!

 

طرح مبارزه با مظاهر شرارت و نا امنی نیز در حال اجراست. راستی چرا تاکنون این طرح اجرا نمی شده است؟!! آها، یادم آمد، کی گفته مبارزه با عناصر شرور وظیفه پلیس است؟!!!!

 

بنزین را یک شبه 100 تومان کردند. هنوز یک میلیون کارت هوشمند سوخت خودرو و دو میلیون کارت هوشمند موتورسیکلت تحویل صاحبانشان داده نشده است، اما این طرح در تمام پمپ های بنزین مملکت اجرا شده است!!! من نمی دانم مگر این سه میلیون نفر، انسان نیستند؟! یا چون ملتی هستیم مظلوم و سر به زیر و بی بخار، هر بلایی دلشان خواست می توانند بر سرمان بیاورند؟ لابد پس از طرح فروش جای پارک و بعد طرح زوج و فرد خودرو و سپس سهمیه بندی سوخت، پس فردا به علت حل نشدن معضل آلودگی هوای پایتخت، طرح ملی سهمیه بندی اکسیژن نیز در تهران اجرا می شود، برای هر تهرانی یک کارت هوشمند اکسیژن سفارش می دهند، و از یک تاریخی به بعد هرکس کارت اکسیژن خود را فراموش کند همراه داشته باشد یا به دستش نرسیده باشد، حق تنفس در معابر شهر را ندارد!!!

 

 ...راستی، برای آنان که احیانا کارت هوشمند سوختشان همراهشان نیست چاره ای اندیشیده اند(آقا این طرح جدیه، خودم خوندمش و هنوز دارم بهش می خندم!!) : این دوستان هنگام مراجعه به پمپ های بنزین، باید تصویری از کارت خودرویشان را همراه داشته باشند، و پس از پشت نویسی(!!!) و تحویل آن به مامور پمپ بنزین(!!)،حق دریافت تنها 30 لیتر بنزین( 7 لیتر برای موتورسیکلت) را دارند!!! پدیده پشت نویسی چک در بانک گویا در پمپ بنزین نیز کاربرد پیدا کرده است. راستی، ماموران پمپ بنزین دقیقا کیستند؟! آیا مقامشان معادل پلیس شده است که این حق را دارند اطلاعات شخصی مردم به دستشان برسد؟!

 

نرخ سود بانک های دولتی و خصوصی، همه با هم، و در عرض یک شب، یکسان شده و به 12 درصد تقلیل پبدا کرد!!! تازه احمدی نژاد، هنوز آس خود را رو نکرده، من مطمئنم!!!

 

هوای تهران به شدت گرم شده است و آفتابی. زندگی جاریست، حکومت احمقان بر ملت ایران باقیست، راه های تنفس گرفته تر شده است، اما ملت غیور ما هنوز سرشان در لاک خودشان است... من نمی دانم چه زمان خون این ملت به جوش خواهد آمد، ملتی که هر زمان خروشیدند، حکومت ها را لرزانده و ظالمان را از صندلی چسبناک قدرت فراری داده اند....

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 16:24 توسط آقای شاکی |